معنی اقاویم
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ اَقوام. ججِ قوم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به قوم و اقوام شود.
کلمات همقافیه با «اقاویم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر