معنی اقاویل
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ اقوال. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ججِ قول. (ترجمان القرآن) (ناظم الاطباء) (آنندراج): و اقاویل انصاف از اباطیل خلاف صیانت کنی. (سندبادنامه). او را بمواعید زور و اقاویل غرور بفریفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «اقاویل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر