معنی افیونی
5 بازدید
[ اَفْ ] (ص نسبی) تریاکی باشد که به افیون خوردن عادت دارد. (آنندراج). تریاکی. منسوب به افیون. (ناظم الاطباء). معتاد به استعمال افیون. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «افیونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر