معنی افکندهگوش
5 بازدید
[ اَ کَ دَ / دِ ] (ص مرکب) فروهشته گوش. گوش بخم : صیادی سگی معلم داشت، ازین پهن بری، باریک ساقی، لاغرمیانی، فربه سرینی، افکنده گوشی. (سندبادنامه ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «افکندهگوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر