معنی افکار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اندیشه کردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اندیشیدن. اعمال نظر و فکر کردن. (از اقرب الموارد). تفکیر. (اقرب الموارد).[ اَ ] (ع اِ) جِ فِکْر و فَکْر، اندیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). فکرها. اندیشه ها. تصورات. اوهام. تدابیر. (ناظم الاطباء): خاصه هرشب جمله افکار عقول نیست گردد غرق در بحر نغول.مولوی.[ اَ ] (ع اِ) جِ فِکْر و فَکْر، اندیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). فکرها. اندیشه ها. تصورات. اوهام. تدابیر. (ناظم الاطباء): خاصه هرشب جمله افکار عقول نیست گردد غرق در بحر نغول.مولوی.
کلمات همقافیه با «افکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر