معنی افژنگ
4 بازدید
[ اَ ژَ ] (اِ) چون زیبائی بود همچو اورنگ. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): فر و افژنگ بتو گیرد دین منبر از خطبهٔ تو آراید.دقیقی.
کلمات همقافیه با «افژنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر