معنی افلح اباضی
7 بازدید
[ اَ لَ حِ اِ ] (اِخ) ابن عبدالوهاب بن رستم. یکی از سرکردگان خوارج اباضی. وی در افریقیه خروج کرد و شهر عباسیه را که از بناهای ابوالعباس محمدبن اغلب از ملوک اغلبیان بود به آتش کشیده و صدهزار دینار پاداش این عمل خود را از خلیفهٔ اموی اندلس گرفت. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «افلح اباضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر