معنی افلج
7 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) آنکه میان هر دو دست یا پستان وی دوری باشد یا در تباعد هر دو پستان نیاید. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گشاده میان دو دست. (تاج المصادر بیهقی). کژدست. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). آنکه پستانهایش از هم گشاده باشد. (یادداشت مؤلف). || گشاده دندان. (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی) (المصادر زوزنی) (آنندراج). مرد گشاده میان دندانها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دندان گشاده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «افلج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر