معنی افلاکیان
8 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) ثوابت و سیارات. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (مؤید) (شرفنامهٔ منیری). ملائکه و ثوابت و سیارات. (فرهنگ محمودی از فرهنگ شعوری): شاهد نوفتنهٔ افلاکیان نوخط فرد آینهٔ خاکیان. نظامی. || (اِخ) طایفه ای اند از بدمذهبان. (شرفنامهٔ منیری). طایفه ای باشند از بی دینان و بدمذهبان. (برهان) (آنندراج) (مؤید الفضلاء). طایفه ای از بدمذهبان. (فرهنگ میرزاابراهیم). نام طایفه ای که اجرام سماوی را پرستش کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «افلاکیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر