معنی افلال
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ فَلّ و فِلّ، بمعنی زمین خشک بی نبات و آنچه برافتد از چیزی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و رجوع به فلّ شود.[ اِ ] (ع مص) به زمین خشک و بی نبات رسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بزمینی رسیدن که آنجا باران نرسیده باشد. (تاج المصادر بیهقی). || بشدن مال مرد. (تاج المصادر بیهقی). بی ستور و مال ماندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «افلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر