معنی افغان برآوردن
6 بازدید
[ اَ بَ وَ دَ ] (مص مرکب) ناله کردن. زاری کردن. فغان سردادن : کزان پیش کافغان برآرد خروس برآید زلشکرگه آواز کوس.نظامی. برآورد افغان که سلطان بمرد جهان مانده نام پسندیده برد.سعدی. رجوع به افغان شود.
کلمات همقافیه با «افغان برآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر