معنی افغام
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) پر کردن از بوی خوش مکان را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جای کسی را ببوی خوش پر کردن. (از اقرب الموارد). || پرکردن خنور را از آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پر کردن ظروف را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «افغام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر