معنی افعل
6 بازدید
[ اِ عَ ] (ع فعل امر) کن. بکن. که آنرا در استخاره بجای خیر گیرند و مقابل آن را شر دانند. (یادداشت مؤلف): لاتفعل و افعل نکند چندان سود چون با عجمی کن و مکن باید گفت. ؟ (یادداشت مؤلف).[ اَ عَ ] (ع ن تف) (... تفضیل) وزن صفت تفضیلی در لغت عرب و تأنیث آن بر وزن فعلی باشد چنانکه در: اکبر، کبری و غیره. و این صیغه دلالت دارد بر برتری موصوف خود در صفت مزبور بر سایرین. و چون به اسم معرفه اضافه گردد برتری موصوف را بر شخص مضاف الیه و چون به اسم نکره اضافه شود برتری موصوف را بر افراد مضاف الیه دلالت دارد. (از تعریفات جرجانی). و کلمات خیر و شر صفت تفضیلی و در اصل اخیر و اشر بوده است که بحذف همزه معمول گردیده است لیکن در فارسی گاه خیر بصورت اصلی آن یعنی اخیر آمده است : بجای بد زکریا که کشته شد یحیی گزیده ای که به پاکی بد از جهان اخیر. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «افعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر