معنی افعام
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) پر کردن خنور و مانند آن را. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پر کردن. (المصادر زوزنی). پر کردن ظروف. (یادداشت مؤلف). || خوشبوی ناک کردن مشک خانه را. || بخشم آوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «افعام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر