معنی افضح
5 بازدید
[ اَ ضَ ] (ع ن تف) رسواتر. (آنندراج) (غیاث اللغات). || (ص، اِ) سپیدی که مایل بغبارگون باشد. (آنندراج). سپید نه بغایت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سپیدی. (تاج المصادر بیهقی). سپید که سخت سپید نبود. (اقرب الموارد): اللیل اخفی والنهار افضح. (یادداشت مؤلف). || شیر درنده و شیر بیشه. (آنندراج). شیر بیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اسد. (اقرب الموارد). || شتر که بدان لون باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). شتر افضح رنگ باشد. (ناظم الاطباء). شتر بخاطر رنگ آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «افضح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضح» برای سرودن شعر