معنی افشنگ
7 بازدید
[ اَ شَ ] (اِ) بمعنی افشک است که شبنم باشد. (هفت قلزم) (برهان). و در بیت ذیل بفتح نون آمده است : شد عرق ریزان پریرو زیر زلفش از حجاب بر گل رعنا مگر که افشنگ افتاده است. ؟ (از فرهنگ شعوری). رجوع به افشک شود.
کلمات همقافیه با «افشنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر