معنی افشا
5 بازدید
[ اِ ] (از ع، اِمص) آشکارکردگی. فاش کردگی. انتشار. (ناظم الاطباء). افشاء. رجوع به افشاء شود: چشم از عوایب زیردستان بپوشند و در افشای جرایم کهتران نکوشند. (گلستان).
کلمات همقافیه با «افشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر