معنی افسون آموختن
6 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) سحر و عزیمت آموختن. مکر و حیله فراگرفتن. (از ارمغان آصفی از بهار عجم): نمیدانم بهار آموخت طفلان را چه افسونی که در هر خانه می بینیم زنجیری و مجنونی. مظهر دهلوی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «افسون آموختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر