معنی افسونگر
5 بازدید
[ اَ گَ ] (ص مرکب) کسی که افسون خواند. آنکه شغلش افسون کردن است. ساحر. جادو. فسونگر. (فرهنگ فارسی معین). || مارگیر. || محیل. مزور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «افسونگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر