معنی افسانه گشتن
6 بازدید
[ اَ نَ / نِ گَ تَ ] (مص مرکب) مشهور گشتن. شهره شدن. افسانه شدن : چنان ز عشق تو افسانهٔ جهان گشتم که شد حکایت من نقل محفل همه کس. شفائی اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «افسانه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر