معنی افسانه فهمیدن
6 بازدید
[ اَ نَ / نِ فَ دَ ] (مص مرکب) درک کردن افسانه. فهمیدن حکایت و سرگذشت : نمی فهمد کسی افسانهٔ ما را در این محفل من و شمعیم داغ از دولت آتش زبانیها. حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی). رجوع به افسانه شود.
کلمات همقافیه با «افسانه فهمیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر