معنی افسانه رفتن
7 بازدید
[ اَ نَ / نِ رَ تَ ] (مص مرکب) اثر کردن افسانه. گارگر شدن افسانه : افسانه نرفت در علاجش افسون نگرفت در مزاجش. فیضی اکبرآبادی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «افسانه رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر