معنی افسانه جستن
7 بازدید
[ اَ نَ / نِ جُ تَ ] (مص مرکب) افسانه طلبیدن. افسانه خواستن. افسانه پرسیدن : نکردی گوش بر گفت کسی اکنون که شد عاشق پی خواب از فغانی هر شبی افسانه میجوید. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی).[ اَ نَ / نِ جُ تَ ] (مص مرکب) افسانه طلبیدن. افسانه خواستن. افسانه پرسیدن : نکردی گوش بر گفت کسی اکنون که شد عاشق پی خواب از فغانی هر شبی افسانه میجوید. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «افسانه جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر