معنی افسار کردن
8 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) مهار کردن. افسار زدن. || کنایه از جلوگیری کردن از افسار گسیختگی و لاابالی گری.
کلمات همقافیه با «افسار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر