معنی افسارگسیخته
6 بازدید
[ اَ گُ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) مهارگسسته. بی تربیت. بی نظم. لاابالی. سرخود. خودکامه. و رجوع به افسار و فسار و ترکیبات آن شود. || نوعی از رفتار اسب و غیره. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «افسارگسیخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر