معنی افروختگی
6 بازدید
[ اَ تَ / تِ ] (حامص) اشتعال. (زمخشری). احتراق. اشتعال. درگرفتگی آتش. (ناظم الاطباء). روشنی. (یادداشت دهخدا): گرچه همه کوکبی بتاب است افروختگی در آفتاب است.نظامی.
کلمات همقافیه با «افروختگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر