معنی افروتشال
6 بازدید
[ ] (اِخ) شوی الفتیش بود که او را در جنگ عذرا کشتند. (لغت فرس اسدی): مرا در دل این بود رای و گمان که کار من و تو بود همچنان کجا بیش از این کار افروتشال که بود الفتیش هماره همال. عنصری (از فرهنگ اسدی).
کلمات همقافیه با «افروتشال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر