معنی افراع

معنی افراع

5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خون ولادت یا خون نخستین حیض دیدن زن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || گرفتن قوم مهتر خود را. و بدین معنی بصیغهٔ مجهول استعمال میشود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || از بالای کوه فرود آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بشیب فروشدن. (تاج المصادر بیهقی). || بکسی و بجائی فرود آمدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بکسی فرود آمدن. (تاج المصادر بیهقی). || ذبح کردن فرع که بچهٔ نخستین شتر و گوسپند است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || فرع آوردن شترمادگان. (منتهی الارب) (آنندراج). فرع آوردن ماده شتر. (ناظم الاطباء). || خداوند شتران فرع آور شدن. || بطلب آب و علف رفتن پیش از قوم. || گرد گردیدن به هر جای و دانستن خبر آن. || خون آلود کردن لگام دهن اسب را. || آغاز کردن کاری و سخنی را. || دوشیزگی بردن عروس را. || تیمار و کفالت اهل خود کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || تباهی انداختن کفتار در گوسپندان و خون آلود گردانیدن آنها را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || ببالا برشدن. (تاج المصادر بیهقی).
[ اَ ] (اِخ) موضعی است بحوالی مکه که در شعر فضل لهبی ذکر شده است: فالها وتان مکبکب فجتاوب فالبوص فالافراع من اشقاب. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «افراع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید