معنی افدم
5 بازدید
[ اَ دُ ] (اِ) آخر. انجام. فرجام. عاقبت. آفدم. (یادداشت بخط مؤلف). و رجوع به آفدم شود: چه بایدت کردن کنون به افدم مگر خانه روبی چو روبه بدم.بوشکور. گرچه هر روز اندکی برداردش بافدم روزی بپایان آردش.رودکی.
کلمات همقافیه با «افدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر