معنی افتراش

معنی افتراش

5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) در پی کس رفتن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). در پی اثر رفتن. (ناظم الاطباء). بر اثر پی کس رفتن. (از اقرب الموارد). || گفتن چنانکه خواهند. (منتهی الارب). سخن گفتن بدلخواه. (از اقرب الموارد). زبان بسخن گوی دراز کردن. (آنندراج): افترش لسانه؛ گفت بطوری که خواست. (ناظم الاطباء). || وطی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جماع کردن. (آنندراج). مجامعت کردن. (المصادر زوزنی). زناشوئی کردن با زنی. (از اقرب الموارد). || سپردن زیر پای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). زیر پای گذاردن چیزی را. (از اقرب الموارد). || هر دو بازو بر زمین گستردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دو بازو بر زمین گستردن. بازوان همچون فرش بر زمین پهن کردن. (از اقرب الموارد). دو ارش دست بزمین نهادن. (المصادر زوزنی). دو دست بر زمین نهادن. (آنندراج). || چیره شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). غلبه کردن بر کس و بر زمین زدن او را. (از اقرب الموارد). || بر زمین افکندن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || روا داشتن ننگ و عیب را در ناموس کسی. (منتهی الارب). عیب و ننگ را در ناموس کسی روا داشتن. (ناظم الاطباء). بدگوئی و ننگ در ناموس کسی روا داشتن. (از اقرب الموارد). || گسترده شدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). پهن شدن چیزی. (از اقرب الموارد). || بستم گرفتن چیزی را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بستم گرفتن مال کسی را. (آنندراج). غصب کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). غصب کردن مال کسی را. (از اقرب الموارد). || گستردن. (از تاج المصادر بیهقی). پهن کردن. باز کردن. (یادداشت بخط مؤلف). || طی کردن راه. (از اقرب الموارد). || فرش ساختن. (یادداشت بخط مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «افتراش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید