معنی افاضت
6 بازدید
[ اِ ضَ ] (ع مص) فیض دادن و خیر بسیار رسانیدن. (از منتخب بنقل غیاث اللغات). افاضة عربی است که در فارسی به این صورت نوشته شود: با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات.... و افاضت جود... حاصل است می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه). افادت تعلیم و افاضت تلقین سندباد را اثر کم از آن نبود. (سندبادنامه ص ۵۴). و رجوع به افاضة شود. || پر کردن ظرف. (از منتخب بنقل غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «افاضت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضت» برای سرودن شعر