معنی اغناء
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) رختهای عروسان. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ اِ ] (ع مص) بی نیاز کردن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). توانگر کردن کسی را و بی نیاز گردانیدن. توانگر گردانیدن. (المصادر زوزنی). نائب بسنده شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کفایت کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). نائب کافی شدن و کفایت کردن. (از اقرب الموارد). یقال: «اغنی عنه غناء فلان، و مغناه و مغناته؛ اذا ناب عنه و اجزاه مجزاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). به این معنی با «عن» متعدی شود. || واداشتن و بازداشتن کسی را. (المصادر زوزنی) دور داشتن و بازداشتن کسی را. به این معنی با «عن» متعدی شود: اغنی عنه کذا؛ نحاه و بعده. (از اقرب الموارد). || فائده دادن. (یادداشت مؤلف). مایغنی عنک هذا؛ ای مایجدی عنک. (اقرب الموارد). و ما اغنی فلان شیئاً؛ ای لم ینفع فی فهم و لم یکف مؤنة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر