معنی اغن

معنی اغن

5 بازدید
[ اَ غَ ن ن ] (ع ص) از بینی سخنگوی. و کذا ظبی اغن و طیر اغن، قاله الجوهری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آنکه سخن از بینی گوید. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). آنکه سخن به بینی گوید. (از تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغة). آنکه سخن در بینی گوید. (المصادر زوزنی). منگان. که سخن از بینی گوید. آهویی که برآورد آواز از سوراخ بینی خود. (یادداشت بخط مؤلف). آنکه دارای غنه باشد. یقال: «رجل اغن و امرأة غناء». (از اقرب الموارد). - ظبی اغن؛ آهویی که از بینی آواز دهد. (از اقرب الموارد). || وادٍ اغن؛ وادی بسیارعلف که در وی مگس و آواز وی بسیار باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وادی بسیار علفناک. (از اقرب الموارد). کثیرالاشجار. فاذا ذهبت الریح فیها سمعت له غنة. - مکانی اغن؛ بسیارگیاه. بسیارمردم. (یادداشت بخط مؤلف).
[ اَ غَ ن ن ] (اِخ) نام و لقب دو تن باشد: ۱- نام یکی از اصحاب طلیحة. ۲- لقب یزیدبن اعور. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «اغن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید