معنی اغلیلاب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بالیدن و درهم پیچیدن گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پُر پَر شدن و درهم پیچیدن گیاه: اغلولب العشب؛ تکاثف. (اقرب الموارد). درهم پیچیده شدن گیاه زمین: اغلولب الارض؛ التف عشبها. (از اقرب الموارد). || بسیار گردیدن قوم. اغلولب القوم؛ کثروا. (از اقرب الموارد).[ اِ ] (ع مص) بالیدن و درهم پیچیدن گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پُر پَر شدن و درهم پیچیدن گیاه: اغلولب العشب؛ تکاثف. (اقرب الموارد). درهم پیچیده شدن گیاه زمین: اغلولب الارض؛ التف عشبها. (از اقرب الموارد). || بسیار گردیدن قوم. اغلولب القوم؛ کثروا. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغلیلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر