معنی اغتماز
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) طعن کردن بر کسی و عیب نمودن. یقال: فعلت شیئاً فاغتمز فلان علی؛ ای طعن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). طعن کردن بر کسی. یقال: فعلت شیئاً فاغتمزه فلان؛ ای طعن علی فیه و وجد بذالک مغمزاً. (از اقرب الموارد). بکاری بر کسی عیب کردن. (تاج المصادر بیهقی). کار کسی را عیب کردن. (یادداشت مؤلف). || سست شمردن کلام کسی را: اغتمز الکلمه؛ استضعفها. یقال: سمع منی کلمة فاغتمزها فی عقله. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغتماز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر