معنی اغتلام
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) تیز شدن شهوت جماع. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مغلوب شهوت شدن مرد: غلم الرجل و اغتلم؛ غلب شهوته. (از اقرب الموارد). || لواطت کردن (مولد است). (منتهی الارب) (آنندراج). لواط کردن (از لغات مولده است). (ناظم الاطباء). || شدت یافتن سورت شراب. لقول: «اذا اغتلمت علیکم هذه الاشربة فاقصعوا متونها بالماء». (از اقرب الموارد). || سخت شدن امواج دریا: اغتلم امواج البحر؛ اشتد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اغتلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر