معنی اعوص
6 بازدید
[ اَ وَ ] (ع اِ) بیت که معنی آن دشوار باشد. عوص. (منتهی الارب). چیزی که معنیش دشوار باشد. (ناظم الاطباء). آنچه غامض باشد که واقف بر آن نتوان شد. (از اقرب الموارد).[ اَ وَ ] (اِخ) جائی است نزدیک مدینه. (منتهی الارب) (آنندراج). موضعی است نزدیک به مدینه. (از اقرب الموارد). جائی است بنزدیک مدینه که در چند میلی آن قرار دارد. اسحاق گوید: خرج الناس یوم احد حتی بلغوا المنقی دون الاعوص. و نام وادی است بدیار باهلة مر بنی حصن را. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اعوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر