معنی اعواه
6 بازدید
[ اِعْ ] (ع مص) خداوند ستور و کشت آفت رسیده شدن. (آنندراج). خداوند ستور و کشت آفت رسیده گردیدن. (ناظم الاطباء). همان اعاهه است که بالتصحیح (بدون اعلال) آمده بمعنی خداوند ستور و کشت آفت رسیده گردیدن قوم. (از منتهی الارب). آفت رسیدن بکشت و ستور قوم. اعاهه: اعاه القوم اِعاهةً و اعواهاً؛ اصابت ماشیتهم او زرعهم العاهة. (از اقرب الموارد). آفت بمال رسیده شدن مردم. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعواه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر