معنی اعناز
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) مایل گردانیدن کسی را: اعنزه اعنازاً؛ مایل گردانید او را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مایل گردانیدن. مایل ساختن کسی را. (از اقرب الموارد).[ اِ ] (اِخ) شهری است میان حمص و ساحل. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اعناز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر