معنی اعصاف

معنی اعصاف

5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) برگ برآوردن کشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بابرگ شدن کشت. (تاج المصادر بیهقی). وقت چیدن شدن گشتن: اعصف الزرع؛ حان ان یجز. (از اقرب الموارد). || سخت وزیدن باد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). باد سخت جستن. (تاج المصادر بیهقی). بشدت وزیدن باد (تابستانی): اعصفت الریح؛ اشتدت (اسدیة) فهی معصفة و معصف. ج، معاصف. (از اقرب الموارد). || هلاک کردن و هلاک شدن، یقال: اعصف الرجل؛ ای هلک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هلاک شدن. (تاج المصادر بیهقی). هلاک کردن و هلاک شدن. (آنندراج). از میان برداشتن و هلاک ساختن و هلاک شدن. (از اقرب الموارد). || بشتاب رفتن اسب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نیک شتافتن اسب و اشتر. (تاج المصادر بیهقی). بشتاب دویدن اسب و شتر. لغتی است در «احصف». (از اقرب الموارد). || گردانگیزان گرد چاه گردیدن شتران جهت حرص آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). گرد چاه گردیدن شتران بجهت حرص آب و گرد برانگیختن. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «اعصاف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید