معنی اعرجی
6 بازدید
[ اَ رَ ] (اِخ) از مردم مراغه است. مؤلف مجمع الخواص آرد: از مراغه حریفی است بسیار بیقید و لاابالی و «اعرجی» تخلص می کند. اگر ناداشت نمی شد با اوباش اردو همیشه مست و پریشان راه میرفت با چنین شعری کس را هم قبول ندارد: بیر سروقد لاله عذاریم باردور بیر تازه نهال جویباریم باردور قربان اولایم باشینه بیر کز دیمادی بیر غمزدهٔ سینه فکاریم باردور. (مجمع الخواص ص ۲۹۱).
کلمات همقافیه با «اعرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر