معنی اعداد متمم

معنی اعداد متمم

5 بازدید
[ اَ دِ مُ تَ مْ مِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بیرونی آرد: چون جذر مربع چند بار جذر مربعی کنی، آنچه گرد آید او را متمم خوانند یعنی تمام کننده، ازیراک از آن دو مربع با دو توی متمم مربعی نو شود که جذر او و جملهٔ دو جذر آن دو مربع بود. و نمودهٔ او یک مربع را جذر دو، و دیگر مربع را جذر سه اگر دو را سه بار کنی شش بود. و این متمم است، زیرا که جملهٔ چهار و نه با دو بار شش بیست وپنج بود و این مربعی است، جذر او پنج. (التفهیم بیرونی ص ۳۶). آقای همائی ذیل همان صفحه از کتاب التفهیم در حاشیه چنین نوشته اند: چون جذر مربعی را ضرب در جذر مربع دیگر کنند حاصل ضرب را عدد متمم گویند یعنی اگر دو مربع را با هم جمع و متمم را دو برابر کنی از مجموع آنها مربعی بدست می آید که جذرش مجموع دو جذر اول است. مثلاً ۲ * ۳ MMM ۶. پس شش متمم است چرا که مجموع مربع ۲ و ۳ یعنی ۴ و ۹ را اگر مجموع کنی و ضعف شش را یعنی ۱۲ بر آن افزایی حاصل بیست وپنج می شود که جذرش مجموع ۲ و ۳ است. (حاشیهٔ همائی بر ص ۳۶).

کلمات هم‌قافیه با «اعداد متمم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید