معنی اعجمیان
5 بازدید
[ اَ جَ ] (اِخ) شعبه ای از اتراک قنقلی. (از تاریخ جهانگشای جوینی ص ۳۵). و مصحح ذیل همان صفحه از کتاب فوق آورده که این کلمه ثانیاً در ورق a۱۱۰ ذکر خواهد شد. در آنجا گوید: «اصل او (یعنی ترکان خاتون والدهٔ محمدبن تکش خوارزمشاه) قبائل اتراک اند که ایشان را قنقلی خوانند و ترکان خاتون بسبب انتمای نسبت، جانب ترکان رعایت نمودی و در عهد او مستولی بودند و ایشان را اعجمیان (و در برخی نسخ اعجمان) خواندندی. از دلهای ایشان رأفت و رحمت دور بودی و ممر ایشان بهر کجا افتادی آن ولایت خراب شدی و رعایا بحصنها تحصن کردندی الخ». (جهانگشای جوینی چ لیدن ج ۲ از حاشیهٔ ص ۳۵).
کلمات همقافیه با «اعجمیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر