معنی اعجز
6 بازدید
[ اَ جَ ] (ع ص) بزرگ سرین. (آنندراج) (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی) (یادداشت بخط مؤلف). بزرگ سرون [ سرین ] . (از تاج المصادر بیهقی). || (ن تف) عاجزتر. (یادداشت بخط مؤلف). - امثال: اعجز عن الشی ء من الثعلب الی العنقود. اعجز ممن قتل الدخان. اعجز من جانی العنب من الشوک. اعجز من مستطعم العنب من الدفلی. اعجز من هلباجة. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعجز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جز» برای سرودن شعر