معنی اعجاف
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) صابر داشتن نفس خود را بر تیمار بیمار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). صابر داشتن خود را بر تیمار مریض و مرض او، یقال: «اعجف بنفسه علی المریض». عَجف. عُجوف. (از اقرب الموارد). || لاغر گردانیدن ستور را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ضعیف و لاغر کردن ستور. (از اقرب الموارد). لاغر کردن. (تاج المصادر بیهقی). || صاحب ستور لاغر شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ اَ ] (ع اِ) جِ عجف، بمعنی اطراف المقعدة. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعجاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر