معنی اعجاج
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) نیک وزیدن باد و گرد گرفتن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سخت برآمدن باد و غبار پراکندن آن. (از اقرب الموارد). بمعنای عَجّ و عَجیج است در تمام معانی. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || خانه پردود کردن. (تاج المصادر بیهقی). || فنون سواری را نیکو دانستن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «اعجاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر