معنی اعجاب کردن
6 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) تکبر کردن. فضیلت نهادن خود را: آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب. فرخی. رجوع به اعجاب شود.
کلمات همقافیه با «اعجاب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر