معنی اعتیام
3 بازدید
[ اِ ] (ع مص) برگزیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی). اختیار کردن. (از اقرب الموارد). || بهترین مال گرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بهین مال برگرفتن. (یادداشت بخط مؤلف). برگزیدهٔ بهترین مال گرفتن. (آنندراج). بهین برگزیدن. (تاج المصادر بیهقی). مال گزیده برگزیدن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «اعتیام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر