معنی اعتماد کردن

معنی اعتماد کردن

5 بازدید
[ اِ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) اطمینان کردن. وثوق داشتن به. (فرهنگ فارسی معین). تعویل. (دهار). (تاج المصادر بیهقی). ارتکاء. (تاج المصادر بیهقی). قصد. (منتهی الارب). توکل. (دهار) انتحاء. (المصادر زوزنی). ثِقَه. وُثوق. (یادداشت مؤلف). تکیه کردن. متکی بودن. اتکال : اینجا مشاهد حال بوده است و پیغامهای من بدهد که مردی هشیار است، بباید شنید و بر آن اعتماد کرد. (تاریخ بیهقی ص ۳۲۷). هر یک از دیگری شایسته ترند و خداوند داند که اعتماد بر کدام بنده باید کرد. (تاریخ بیهقی ص ۳۷۳). پسر کاکو را بس قوتی نیست و از مردم وی هیچ کاری نیاید و ترکمانان بر گفتار وی اعتماد نمیکنند. (تاریخ بیهقی ص ۵۴۰). هرچه من پس از این نویسم بمراد و املاء ایشان باشد بر آن هیچ اعتماد نباید کرد. (تاریخ بیهقی ص ۳۲۸). هرک اعتماد کرد بدین بیوفا از بیخ و بار برکند این ریمنش.ناصرخسرو. و صواب تر آن باشد که عصای سبک دارند و هر وقت بر آن اعتماد میکنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و باز برخیزد و آهسته میرود [مسافر] و بر عصا اعتماد میکند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بر وی اعتماد کرده و او را بنیابت خویش در آن دیار بگذاشته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۷۵۷). امیر ناصرالدین بر پدر او در وزارت بُست اعتماد کرده بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۷). دل ای حکیم بر این معبر هلاک مبند که اعتماد نکردند بر جهان عقال.سعدی. بعمر عاریتی هیچ اعتماد مکن که پنج روز دگر میرود به استعجال.سعدی. ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم کان تکیه عار بود که بر مستعار کرد.سعدی. اگر چو چنگ ببر درکشد زمانه مرا بس اعتماد مکن کآنگهت زند که نواخت. سعدی. بر دوستی پادشاهان اعتماد نشاید کرد. (گلستان). ز مهربانی آن ماه می شود معلوم که بر محبت من کرده اعتماد امروز. شانی تکلو (از آنندراج). بحسن ساخته زنهار اعتماد مکن که در دو هفته مه چارده هلال شود. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «اعتماد کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید