معنی اعتدال خریفی
5 بازدید
[ اِ تِ لِ خَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نقطهٔ اعتدال خریفی؛ رأس المیزان باشد، و چون آفتاب بدان جایگاه رسد به خریف، شب و روز مساوی باشند. (یادداشت بخط مؤلف). آغاز پاییز که درازی روز و شب مساوی گردد. (از فرهنگ فارسی معین). مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: دائرةالبروج و معدل النهار در دو نقطهٔ متقابل با هم بر زوایای غیرقائمة تقاطع میکنند که آنها را دو نقطهٔ اعتدال گویند، یکی آن که چون آفتاب از آن نقطه بگذرد به قسمت جنوبی درآید که آنرا نقطهٔ اعتدال خریفی و اعتدال خریفی و نقطةالمغرب و مغرب الاعتدال گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «اعتدال خریفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر